باغملک ... به روایت دست نوشته های تاریخ . . . ( 1 )
سلام .
در جهت معرفی باغملک تا کنون مختصر مطالب و عکسهایی در این وبلاگ درج نموده ام . در این پست مطالب خود را با ارائه نوشته هایی که از میان کتب تاریخی جستجو نموده ام ادامه میدهم . امیدوارم که بتوانم در راه هدفی که گزیده ام موفق باشم .

میدان امام (ره) . . . میدان اصلی شهر باغملک
منبع : کتاب "خوزستان - کهگیلویه - ممسنی" نوشته احمد اقتداری چاپ 1359
فصل دوم : سوسن و انشن
باغملک :
در فاصله شهر رامهرمز و شهر ایذه و تقریباً بابتدای خاک فرمانداری ایذه کنونی ( 1359 ) بلوکی واقع است که مرکز اداری آن باغملک نامگذاری شده است . این بلوک را در کتب متأخر ، جانکی نام داده اند و در کتاب جغرافیایی خوزستان نوشته است :
« جانکی بلوکی است در سمت جنوب شرقی ولایت شوشتر و جنوب ایذه ونام آن مخفف کلمه جوانکی است وآن نام طایفه ای بوده ازاکراد که دردوره اتابکان لر بزرگ با این حدود آمده اند و تا روزگار صفویه در این نواحی می زیسته اند.این بلوک از طرف شمال میزند به کوه منگشت وخاک ایذه واز طرف مشرق به خاک بهمه ای کوه کیلویه و از سمت مغرب به حدود مسجد سلیمان وشوشتر و از طرف جنوب به خاک بهبهان و رامهرمز و طوف سفید و تا پنجاه سال پیش که طوایف هفت لنگ از رود کارون نگذشته بودند حدود آن به نواحی کناره کارون می رسید . درازی خاک آن از شرق به غرب از تلدورتا چم فراخ تقریبا شصت میل و پهنای آن از شمال قلعه تل تا جنوب میداود چهل و دو میل است.
مساحت آن تقریبا دو هزار و پانصد میل مربع می باشد.این سرزمین از نواحی آباد و بسیار حاصل خیز خوزستان است و آب و هوای معتدل بسیار خوبی دارد و همه گونه میوه و حبوب می پروراند و مناظر با صفا و جاهای زیبایی دارد که بسیار تماشایی است. ارتفاعات آن عبارت است از: 1- کوه آسماری که در قسمت شمال شرقی آن واقع شده است. 2- کوه دلی که تقریبا دنباله آسماری است و توله را از باغملک جدا می کند . 3- بادرنگان که در شمال ابوالعباس است . 4- اُرزو که سمت شرقی ابوالعباس ( بولواس - اولاس ) است. 5-کوه تنبلان ( تنبلون ) که گردکی نیز نامیده می شود . 6-کوه دیوانه میانه ابوالعباس و پشت گچ. گویند همه ساله در تابستان گیاهی در آن می روید که به خودی خود آتش می گیرد .
از دیگر کوه های باغملک منگشت و قارون بنگشتان ( انگژدان ) در سر حدات شرقی آن واقع می باشد .
آبهای آن :1-رود زرد که از دامنه های منگشت سرچسمه گرفته و از مال آقا می گذرد و نزدیک قریه ابوالعباس وارد جلگه گردد و چون به مال خورشید ( آل خشیر ) رسد آب گلال با آن پیوندد و متوجه جنوب شود و به سوی رامهرمز می رود. 2- آب گلال و آن از حدود هلالگان سرچشمه دارد و از قلعه تل می گذرد 3- آب الا که آن را تازنک نیز گویند سرچشمه آن خاک کوه گیلویه است ودر پایین به رود زرد می ریزد . 4- آب دالان( دالون ) که آن را پوتانک ( پوننک - پودونک ) گویند و آن نیز به رود زرد می ریزد . 5- آب جمجمه که از لاکم به هپرو می آید و در الا میریزد.6- شور آبلشکر که از حدود آبلشکر و چشمه روغنی سرچشمه دارد و در چهاربنیچه به شور جارو پیوندد 7- شورجارو که از خاک جارو جوشیده به شور آبلشکر رسد و از له بهری گذشته و با شورتمبی یکی شود و روی به شمال روان است از عقیلی گذشته به کارون ریزد . قسمت شرقی و جنوبی جانکی که مجاری آبهای شیرین است فاریاب و قسمت شمال و مغرب آن دیم است . »
سکنه ی این بلوک طوایف زنگنه و جانکی است و زنگنه ها چهار طایفه اند:زنگنه اصلی ، کرد زنگنه ، تمبی ،پرون .زنگنه اصلی هشت تیره اند: هزاروند ، عباس وند ،اوموند ، تدوی ، گلاب وند ، سلماوند ، شرف وند ، کراوند ( گراوند ) .
گویند که زنگنه ها در زمان شاه سلطان حسین صفوی از کرمانشاه به این خاک آمده اند و از عصر کریم خان زند نیز ریاست این حدود در خانواده صفی قلی بیگ زنگنه بوده است.
جانکی ها هشت طایفه اند:ممبی ،میداودی،مکوندی،گرگیری،شیخ سید صالح،کوهوایی(کوهویی)،بلباس(بولواس-ابوالعباس-اولاس)،آل خورشیدی.مکوندیها نیز ده تیره اند:کایدان،بلفارس(بلفیروز)،تاتایی،لک،کپن بور،کلهر،کاروایی،(کرایی)،کادادایی،دشمن زیاری،چهار بنیچه.
پیش از آمدن زنگنه ها این خاک در طوایف شیرالی و مکوند و شولستانی بود و چون زنگنه ها وارد شدند مکرر میان آنان زد وخورد میشد.
شیرالیها ممبینی را از کوه گیلویه به کمک آوردند.در خاک بهمـیی کوه گیلویه واقع است و از تنگ ماغر جلگه بهبهان را بدان راه است و ایلات بهمیی و طیبی در آن سکونت دارند اما چون بخواهند کسی از مردم ناحیه ممبی را نام ببرند چون اتصال یا نسبت به کلمه ممبی دشوار است او را ممبینی خوانند ( یعنی کسی یا مردمانی از ناحیه ممبی)






عکسی از خیابان بهشت آباد ( دانشگاه پیام نور )
